
گویی هنوز در عرفات ایستاده و ازپرتو چهره نورانی اش، صحرا غرق نور شده! گویی ایستاده و دست های پر از اجابت خودرا به آسمان گرفته و ملکوت الهی غرق شنیدن عاشقانه های اوست: اَلْحَمْدُ لِلّهِالَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ و...ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده ای و عطایشرا منع کننده ای نیست.اَللهُمَ إِنّی اَرْغَبُ اِلَیْکَ وَ اَشْهَدُبِالرُّبُوبِیَةِ لَکَ مُقِرّا بِانَّکَ رَبّی، وَ اِلَیْکَ مَرَدّی،...الهی، اینک من به سوی تو روی می کنم و به پروردگاری اتگواهی می دهم؛ اقرار می کنم که آفریدگار من تویی و بازگشت من به سوی توست، ...گویی در «کربلا» ایستاده است! و تصویر لاجوردی آسمان،شگفت انگیزتر و با شکوه تر از همیشه، در ازدحام سپید فرشتگان، گم شده است!
مشاهده متن کامل در ادامه مطلب...
برچسب:
نویسنده: محمد